الفيض الكاشاني
280
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ . « 79 » اين ركن در اين جا به پايان مىرسد . ركن سوم در چيزى است كه صبر و شكر در آن مشتركند و هر كدام به ديگرى ارتباط دارد . بيان سبب اجتماع صبر و شكر بر يك چيز . ( 1 ) شايد بگويى : آنچه از نعمتهاى الهى ذكر كردى اشاره به اين است كه خداوند را در هر موجودى كه آفريده نعمتى است و معناى اين سخن آن است كه بلا اصلا وجود ندارد ، در اين صورت صبر چه معنايى خواهد داشت ؛ و اگر بلا موجود است شكر بر بلا چه معنايى دارد ؟ گروهى ادّعا كردهاند كه ما بر بلا شكر مىكنيم چه رسد به شكر بر نعمت . در اين صورت چگونه شكر بر بلا را مىتوان تصوّر كرد و چگونه بر چيزى شكر گوييم كه بر آن صبر مىكنيم . صبر بر بلا مستلزم تحمّل درد است و شكر مقتضى شادى است و اين دو ضدّ يكديگرند ، و معناى اين سخن كه گفتيد خداوند را در هر چيزى كه ايجاد كرده بر بندگانش نعمتى است چيست ؟ پاسخ اين است كه بدانى بلا وجود دارد همچنان كه نعمت وجود دارد ، و آنچه موجب اثبات نعمت است نيز موجب اثبات بلاست ، زيرا آنها ضدّ يكديگرند و فقدان بلا نعمت و فقدان نعمت بلاست . ليكن پيش از اين گفته شده كه نعمت دو قسم است : يكى آن كه مطلقا و از هر جهت نعمت است ، و اين ياد در آخرت است مانند سعادت بنده به نزول در جوار بارى تعالى و يا در دنياست مانند ايمان و خوشخويى و آنچه به اين دو كمك مىكند . قسم ديگر نعمت مقيّد است كه از جهتى نعمت است و از جهت ديگر نه ، مانند مال كه مىتواند از جهتى مصلح دين و از سوى ديگر موجب تباهى آن باشد . به همين گونه بلا نيز به مطلق و مقيّد منقسم مىشود . بلاى مطلق در آخرت عبارت است از دورى خداوند در مدّتى محدود و يا هميشه ، و در دنيا كفر و گناه و بدخويى است كه منجرّ به بلاى مطلق مىشود . امّا به بلاى مقيّد مانند فقر و بيمارى و ترس و ديگر انواع
--> ( 79 ) رعد / 11 : خداوند سرنوشت هيچ قومى را تغيير نمىدهد مگر آنگاه كه آنان خود را تغيير دهند .